Wednesday, July 8, 2009

A letter to khamenei نامه ای به خامنه ای

جناب آقای حضرت سید علی خامنه ای (رهبر ایران و عالمی از علمای اسلام)

پس از عرض سلام، با توجه با دروسی که از بدو زندگی بعنوان یک مسلمان زاده آموخته ایم و با توجه به کرامات و التفاتات علمای اسلام که هموراه زبانزد عام و خواص بوده است، بر این مهم شدم که مستقیما با جناب عالی تماس گرفته و کسب تکلیف و یا رفع تکلیف بر یکی از ارکان مهم شریعت کنم. حتما میدانید که طی این سی ساله صبر پیشه کردم، به حدیث رجوع کردم، گذشت کردم و هرچند گاهی توسری خوردم! آمید باشد که اوقات خفیفی از زمان شما صرف خواندن آن کتیبه شود؛ وگرنه بر این بنده مسلم شده که ایستادگی وپاسداری شبانه در بسیج، نفسهای بریده درطول جنگ نامقدس و مرگ عزیزان در جنوب کشور، حمایتهای خیابانی در ایام مهم انتقلاب اسلامی ایران کاری عبس و بیهوده و باعث تهی شدن قلب هزاران صادق اسلام شده است.

حساب جنگ و زندگانی سی ساله ما کم از هولوکست نداشته تنها با این تفاوت که یهودیان پس از آن مرگهای سخت هنوز یهودی تشریف دارند، ولاکن جوانان ایرانی ما در صف سفارتخانه های فرنگ پشت تا پشت و آماده برای فروش ملیت، ایرانیت، مذهب و همه چیز خود هستند.

رفع تکلیف نمی کنم اما علما و مراجع اسلام هموراه در تاریخ با عنوان مرجع اصلی و کسب تکلیف شرعی معرفی شده و دسترسی سهل به آنان جهت کسب تکلیف شرعی همواره با کرامات و بزرگواری فقها و شیوخ همراه بوده است. از آن گذشته کلیه علما خود را بر این امر واقفند که مقلیدن حق دارند در طی مشکلات شرعی سیاسی دسترسی سهل به علما خود داشته باشند.

ذکر فوقانی تمنایی برکسب اجازه ورود از در شریعت و اسلامیت در حرم شما بود و بنده حقیر واقف به امر هستم که گذر از درهای دیگر حرم که پشت تا پشت با حضور محافزین مسلح پاسداری میشود میسر و در حدود من حقیر در حال کنونی نمی باشد. آگاهی کامل دارم نفس لاعماره علما و فقهای امروزی بسیار ارزشمندتر از پیامبر اکرم و مولی مومنین است! چراکه حدیثی درباب حفاظت آنچنانی و حصری بدین قدرت درهیچ کتب شیعه ویا اهل سنت یافت نشود! آری میدانم، درآن زمان دشمنان پیامبر اکرم موشک اتمی نداشتند لزا نیازی به این چنین حفاظتی نبود! مردان ارکان دین ما همانند پیامبر اکرم و علی ابن ابی طالب در دوران منافقین و خوارج که متعلق به عصر اعراب متوحش و گمراه بود می زیستند، اعرابی که از توحش و گمراهی دختران را خود را در فرزندی زنده بگور میکردند.

تصور میکنم یاآوری اصول و وعدهای اخروی و دنیوی دین اسلام برهمگان مسلم باشد. اصل باور همه مسلمانان این است که اسلام دین رحمت است. اسلام دین رستگاریست. قرآن در بدو هر سوره بر بخشنده و مهربان بودن خداوند گواهی میدهد. و همواره در کتابها و روایتهای اسلامی حدیث آن بوده، که پیروان اسلام باصبرومتانت و نیکی در برابر بدی شر و شکنجه دشمنان را به دوستی و اتحاد تبدل کردند. ولاکن درهیچ زمان سند و حدیثی یافت نشده که درآن پیامبر اکرم ویا امامان پیشوا از شنکجه و حبس بر علیه مخالفان و کفار استفاده کنند. حمله و شکنجه انسانها در کلیه ادیان الهی امری منفور و خلاف رفتارهای انسانیست.

حال با ذکر این تفاسیر اندک جای سوال میباشد که آیا اینها همه داستان است و توهم؟

آیا صورت واقعی اسلام برادرکشی و شکنجه ملتی پی پناهی است که فی الحال از پرسش و مراجعه به فقها و علمای خود حراس دارد و بیمناک است؟

اگر اسلام دین رحمت است و علما همواره محبوب بین مردمند، پس اینهمه سرباز و مسلح برای چیست؟ این همه لشکر از کجا آمده؟ اگر اسلام تنها یک پیامبر دارد و یک کتاب مقدس پس اختلاف بین مراجع از کجاست؟ اگر شما عالم و فقیه و صاحب ولایت و محبوب مسلمین هستید پس لشگرکشی به قوم خود چه معنی دارد؟ خون خواهی از چه کسی میکنید؟ انتقام از کیان میگیرید؟ مرد باشید! اگر قصد کشتن دارید ویا طاقت دیدن عده ای دانشجو و جوان با موی بلند را ندارید اسلام مقدس و ففیهان و ولایت را بهانه نکنید. در کجای تاریخ اسلام دختروپسر جوان را که سکوت برلب داشتند به جرم توهین به ولایت کشتند؟

آقای خامنه ای! کسب ولایت زوری نیست، موروثی هم نیست! هیچ مکتب و دینی در تاریخ با زور و چماق رشد نکرده است. حتی اعراب هزار سال پیش که بتازگی از توحش و بربریت بکمک پیامبر اسلام بیرون شده بودند و رستگاری انتخاب کرده بودند؛ به هنگام پیروزی بر سپاه ایران غیر مسلمین را تیغ نزدند! آری زرتشتیان جزیه فراوان دادند چراکه شرع زمانه آن بود پس بدینسان حفظ دین کردند.

جناب آقای خامنه ای! کجا اسلام وعده کشت و کشتار مسلمانان را داده بود؟ سی سال است ما منتظر پاک شدن مستکبرین هستیم ولی گویا خودمان اندک اندک پاک میشویم. مگر قرار نبود بیت المال مسلمین صرف یتیمان، مستضعفان و بی سرپرستان شود؟!

آقای خامنه ای! جهیزیه این پلیس بسیار مجهز که همچون غولهای آهنین لباس دارد از کجا آمده است؟ پلیس شما که از جوانان امروزی بیشتر به خود انگار آویز کرده! پلیسی که به نامردی دست بر دختران و ناموس می اندازد و آنان را به بهانه غربی بودن لت و پار میکند و مشت میزند! از عدل علی فقط اسمش را بر خود بستید؟ بهتر نبود جهیزه این پلیس را به دختران دم بخت میدادید تا نیازشان جهت زندگی تمکین شود؟

آقای خامنه ای! هیچ داستان راستان مرحوم مطهری را خوانداید؟ نترسید از شما نخواهم خواست صورت بر تنوره داغ بگیرید؛ کمی پیایین تر به محل زندگی ما بیایید. آنجا می بینید که برخی از مردم شب را در توالتهای عمومی گذر میکنند، برخی دیگردر قبرستانها سکونت دارند.

آقای خامنه ای چرا به علی اقتدار نمی کنید؟ چرا نامه علی (ع) به مالک اشتر را الگوی دستور به بسیج نکردید؟ این همه پلیس امنیتی برای چیست؟ مگر نه اینکه حق با علی بود اما او سکوت اختیار کرد تا شریعت رسول الله باقی بماند، پس چرا وقتی که با چشمان خویش حق را می بیند آن را تبدیل به ناحق میکنید؟ آیا علی (ع) هم شکنجه و کشتار میکرده؟! نمی دانم اما وقتی این چنین حاشا گری می بینم به خود می گویم که فردا علمای و فقهای خطا کار هم چون شاه پهلوی ادعای بی خبری خواهند کرد! تاکنون که تقصیر بر گردن انگلیس و آمریکا گذارده شده! نمی دانم این خارجی ها چکونه توانستند نفوذ پیدا کنند و با رشوه های صدهزارتومانی چند روستایی فقیر و مناطق محروم را همانند برده جهت سرکوب جوانان دانشجو فریب دهند! این هم سرآمد فقر ماست و اتمی شدن شما سران مملکت! مگر ما چند هزار نفر ضد انقلابی و جاسوس داریم که بتوانند خیل میلیونی دانشجویان و مردم را به این آسانی سرکوب خنثی کنند؟

آقای خامنه ای! مردم مسلمان ایران برحسب احترام به اسلام ولایت را به شما امانت دادند، عده دیگر هم اگرچه راضی نبودند اما محض اتحاد و همبستگی توافق و گذشت کردند. مقام ولایت از جهت اعتماد ملت به روحانیت و دور بودن از نفس عماره به شما امانت داده شده بود. حال شما چگونه دم از تیغ و تفنگ میزنید؟ این بود حاصل اعتماد ملت مسلمان به روحانیت؟ آیا پس از سی سال سهم ما جنوب شهریها از اسلام فقط شهادت و تیر خوردن است؟ چرا خیانت در امانت میکنید؟

آیا فقط پهلوی کاخ میساخت و سواک خوفناک بود؟ کجا رفت آن وعده خدمت گزار مردم بودن که آقای خمینی به ملت وعده داد بود؟ آیا از مسلمانی شهادت و جنگ فقط سهم فقرا و کارگران است!؟ یک روز شاه میکشت فردا صدام حسین امروز هم پلیس خودمان! فردا هم حتما اسراییل و آمریکا!

آقای خامنه ای! درد بسیار است اما گویا این یکی لاعلاج است... جوانی که تا دیروز از فقر و فلاکت دستفروشی میکرده امروز باید بجرم ارتباط با خارجیها و جاسوسی کشته شود، حال گیریم جوانک جاسوس بود چرا خویشان داغدار او ملامت و سرزنش می کنید؟ یا مادر داغدار را تحدید می کنید؟ جاسوس کدام است؟ جاسوس آن است که فرزندان برحق کشور خود را می کشد! فحشا و فساد کدام است؟ فحشا و فساد از آن مردان مفت خوری است که دست بر روی دختران ضعیف بلند میکند! کافر که بود؟ کافران و مبارزین ضد اسلامی فقه ها و علمایی هستند که مسلمان کشی میکنند!

آقای خامه ای! مرحوم مطهری با استناد به قرآن فرمود علما جانشین انبیا هستند. حال می بینیم حاصل سی سال تلاش علمای ما و اعتماد ملت ما و شکوفایی اسلام ناب محمدی چیزی جز زور و فشار، رشوه و رباه، سرکوب و ریا و دزدی و زنا نتیجه نداده است! چه بد سوختنی است، و چه بسیار بزرگ باختن است که پس از سی سال قمار سینه زدن محرم، هشت سال رقص جنگ کردن، انقلاب فرهنگی نوشتن، مجاهدین را از جهاد انداختن، رهبران کرد را تار کردن، با طالبان جنگار کردن، به آمریکا فحش بار کردن و با دنیا سرشاخ کردن فقط باعث محارت ملت در سنگ زنی سنگسار زنان و دار آویختن برادران و اقتطاع دست فرزندان شده است.

چه بد سوختنی است که برخود شک کنیم! این بود شیخ ما؟ آیا ما درخوابیم یا شیخ ما درخیال؟ دلمان خوش بود با شاه جنگیدیم! دلمان خوش بود مرگ بر آمریکا گفتیم! قرار بود در بهشت کاخ بگیریم! دیگر دفترهای هزاربرگ هم برای نوشتن حسنات ما کم است. حال خبر آمده که سند بهشت جعلی بود! اگر این است رسم ملت داری امانت ولایت را پس می گیریم و به خود ملت برمی گردانیم! مقبره شیخ تقلبی خود را هم ببرید به همان خرابه های عراق، حوزه فطنیه خود را ببرید به هر گوری که میخواهید! فکر کردید با یک مشت اعرابی احمق طرف هستید؟ تصور کردید که ملت ما ایران را با اصالت پاک هزاران ساله خود را رهن بدهی های حماس و حزب الله لبنان کردند؟ یا اینکه نفت خود را حرام آبیاری مزارع اسلام ساختگی شما و صادرات آن خواهند کرد! اینطور نیست آقای خامنه ای! نه اتم میخواهیم نه نفرین جهانیان، بمب اتمی را ببرید بدهید به همان حزب الله و حماس لبنان چراکه ملت ایران همواره به مبارزه مردانه زبان زد جهانیان بوده است. ما نیازی به بمب نامرد اتمی نداریم.

آقای خامنه ای در خاتمه فراموش نکن که ملتها در تاریخ هرگز توهین یک شخص را که منتسب شده توسط همان ملت بوده بی جواب نمی گذارند! قرار بود میزان رای ملت باشد؛ حال که اینطور نیست ما خودمان میزانش میکنیم! آقای موسوی خواسته اند فردا آذن برگویم به ایشان بگویید ما اشهد خود هم را گفته ایم. هفدهم تیر 1388

No comments:

Post a Comment